خرید بک لینک
☘☘☘☘☘
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در رو هم قفل کرده. داماد سراسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت: 12:38

میگویند فلانی ماستش را کیسه کرده از کجا امده است؟
به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکانهای شهر سر زد و ماست خواست.
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 14:58

گویند درویشی بود که در کوچه و محله راه میرفت و میخواند: "هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"
زنی مکاره این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه میگوید وقتی شعرش را شنید گفت: "من پدر این درویش را در میآورم".
زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فتیر
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 8:28

خانم معلم مدرسهای با اینکه ﺯﺒﺎ بود ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت، هنوز ازدواج نکرده بود.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﻨﺠﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺮﺳﺪﻧﺪ:
«ﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﻨﻪ ﺩﺍﺭﺍ ﻨﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗ خوبی ﻫﺴﺘ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﺮﺩﻩﺍ؟»
خانم معلم گفت:
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 19:33

مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده. مساعدت را (برای کمک کردن) دست در دُم خر زده، قُوَت کرد( زور زد). دُم از جای کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که «تاوان بده»! مرد به قصد فرار به کوچهای دوید، بن بست یافت. خود را به خانهای درافگند. زنی آنجا کنار حوض خانه چیزی میشست

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 19:33

رتبه دانشگاه های برتر آسیا در فهرست 2017 موسسه تایمز
«کمپنی تحصیلات عالی تایمز»( The Times Higher Education-THE) معبترترین نهادی است که همه ساله دانشگاه ها و موسسات تحصیلات عالی را در سطح جهانی و منطقه ای ارزیابی و رتبه بندی می کند. این موسسه در تازه ترین ارزیابی سال 2017، فهرست رنکینگ جهانی
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 19:33

دهقان و واداشتن شکارچی همسایه به جلوگیری از سگ
یک دهقان و یک شکارچی با هم همسایه بودند. شکارچی سگی داشت که همیشه از خانه شکارچی فرار میکرد و به مزرعه و آغل دهقان میرفت و خسارتهای زیادی به بار میآورد. هر مرتبه دهقان به منزل شکارچی میرفت و از خسارتهایی که سگ او به وی وارد آورده شکایت میکرد. هر بار نیز شکارچی با عذرخواهی قول میداد که جلوی سگش را بگیرد و نگذارد دیگر به مزرعه وی برود.
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین محمودی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 19:33

صفحه بندی